خیابان آمادگاه اصفهان - تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 0:51
آرمین رو از توی دانشگاه میشناختم . یه مدت بود رفته بود هتل کار میکرد اونم البته فقط برای کارورزی . هنوز نفهمیدم چرا دوست داشت با من صمیمی بشه و چرا اون کار رو توی هتل واسه من جور کرد و سال بعدش هم با من دعوا راه انداخت . خلاصه هنوزنفهمیدم . هتل تازه تعمیرات جدید به خودش دیده بود . لابی جدید ، فرانت
ک . بزرگتر از . ک - تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 0:51
حاج آقا صاحب هتل مرد کوتاه قامتی و خپلی بود با کت و شلوار گرون قیمت که هر روز صبح پا به دفتر هتلش میگذاشت . یک روز از من پرسید پدر و مادرت کارشون چی هست گفتم بازنشسته ی شرکت نفت . نگاه عاقل اندر سفیه ای به من کرد و راهشو گرفت و رفت . بعدها از واکنش های همکارانم در جاهای دیگه که کار میکردم هم فهمیدم
206 سفید - تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 0:51
رستوران من و لاشی ها مخصوص کودکان بود . ما برای کودکان غذا تهیه می کردیم . من به عنوان آشپز اونجا استخدام شدم . همه چیز خوب بود . جرم من این بود که ماشینم 206 بود . ماشین من نبود و مساله این بود که من نمیخواستم دروغ بگم و میگفتم که این ماشین واسه من نیست و واسه خانوادمه . اون ها قضاوتشون این بود که
مجید - تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 0:51
مجید سرآشپز ما بود . از شمال اومده بود . رودکی که با گلریز کار میکرد و در اصل قناد بود این رو آورده بود اونا با رانت گذاشته بود سر کار . مجید دیسیپلین داشت و یک اقتدار آبکی . زیاد عربده میزد . من خیلی هواشو داشتم و سعی میکردم باهاش رفاقت کنم اما اون به خاطر ضعفی که نسبت به من احساس میکرد توی کار نمی
شخصیتم تغییر کرد . - تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 0:51
بچه که بودم گاهی شب ها موقع خواب نمیتونستم از جام تکون بخورم . صبح ها میخواستم بلند شم اما نمیتونستم . بعد تر ها فهمیدم به این حالت میگن بختک . میگن بختک افتاده روت همینه . خوب طبیعتا کودکی با سادگی و معصومیت همراهه و شاید همون شیاطین یا اجنه که میگویند کودکان معصوم و ساده رو انتخاب میکنند . الان چن
تغییر اول - تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 0:51
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
افتتاحیه - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 8:56
از وقتی به یاد دارم میخواستم دانشمند بشم . بچگیم پر بود از ماجراجویی و کشف دانسته های علمی و آزمایش های علمی . دل و روده ی خیلی از چیزها رو بیرون میریختم تا بفهمم درونشون چی میگذره . روی کابینت ها مینشستم تا بتونم آشپزی خواهرم رو نگاه کنم و ازش یاد بگیرم . 4 سالم بود که اولین کیکم رو پختم . نوجوونیم
امت - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 8:56
زامبی ها چه کسانی هستند ؟ انسان هایی که مرده و اجساد متحرک محسوب میشوند. انان هر جنبنده ای که شبیه خودشان نباشد را گاز میگیرند و یا میخورند . بعد از گاز گرفتن، دیگری نیز تبدیل به زامبی میشود. عموما در داستان ها اینجور وانمود میشود که منشا زامبی ها یک نوع ویروس و یا بیماری به شدت خطرناک و مسری است